پیامی که ۳۳ سال پس از پرتاب آن به رودخانه در یک بطری پیدا شد – اخبار



دیدن چیزی که مردم را فوراً به هم متصل می‌کند بسیار خوب است. برایان معمول بود که مردم را دور هم جمع کند. این گواهی است که او چه کسی بود و چه بود.»

بازی

جکسون، خانم، فقط یک بطری سبز رنگ بود که روی یک بارج نشسته بود.

در طول ۳۳ سال گذشته، جریان ها ۲۹۵ مایل به دلتای می سی سی پی رفته اند.

اما بیلی میچل در ابتدا هنگام عبور از او متوجه او نشد، قبل از اینکه توجه او را جلب کند.

۳۰ دقیقه با دقت کار کنید تا برگ های داخل آن جدا شوند. هوا و نم جواب دادند، اما برخی از کلمات هنوز خوانا بودند.

دست خط بچه بود

تبلیغات در یک بطری – که در کانال انحرافی رودخانه یازو در وکسبورگ، می سی سی پی، ۵ آوریل یافت شد – زندگی کشتی ساز Big River و همکارانش را تغییر خواهد داد.

این یک معلم بازنشسته را شوکه می کند.

این اشک ها برای والدین کودکی که به طور غیرمنتظره ای در سال ۲۰۰۷ در سن ۲۹ سالگی درگذشت، قدردانی و آرامش را به همراه خواهد داشت.

میچل گفت: «این مثل صدایی از بهشت ​​بود. از پدر و مادرش محافظت می کند فکر می کنم این نشانه این بود که او از آنها محافظت می کرد.

کشتی سازان Big River در حال تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پیام در یک بطری هستند

پیدا کردن یک بطری با یک پیام در آن چیزی است که کتاب ها و فیلم ها از آن ساخته شده اند. این نسخه از می سی سی پی در نهایت افراد خارجی را متحد می کند، اما ابتدا نیاز به اقدام پلیس دارد.

میچل گفت که او و همکارانش کشتی های غرق شده را که نسخه های کوچکتر یک بارج هستند، در روز باز کردن بطری نجات دادند. به نظر می رسد که او در کانال روی یکی از قایق ها حرکت می کرد و زمانی که بارج بالا آمد، روی عرشه توقف کرد.

‘اصلا’: هیلاری سوانک به بازگرداندن سگ گمشده به زنی آسیب دیده در نیویورک کمک می کند

میچل بطری را در بازرسی بارج پیدا کرد.

میچل گفت: من شوکه و هیجان زده بودم. “شما در مورد پیام هایی در یک بطری می شنوید، اما من هرگز فکر نمی کردم که در کانال اینجا پیامی پیدا کنم.”

بعداً همان روز، میچل بطری را گرفت و آن را به کارخانه کشتی‌سازی یادداشت کرد.

برد پوپ، افسر امنیتی و رعایت مقررات شرکت گفت: «وقتی با او آمدند، آنقدر هیجان زده بودند که من هیجان زده شدم. “اولین غریزه من این بود که نقش کارآگاه را بازی کنم. بیایید این کار را انجام دهیم و این بچه را پیدا کنیم.”

باب و دیگران سعی کردند نامه پاره شده را جمع آوری کنند، اما نتوانستند نام آن را بفهمند. با این حال، آنها می توانند بگویند که این بچه اهل آکسفورد، می سی سی پی است، و به نظر می رسد که این نامه ممکن است بخشی از یک پروژه جداسازی در سال ۱۹۸۹ باشد. باب از مدارس منطقه آکسفورد دعوت کرد، اما پیشرفتی نداشت. بنابراین تصمیم گرفت تصویری از این پیام را در شبکه های اجتماعی منتشر کند.

هویت این پسر به زودی مشخص خواهد شد.

دکتر اریک دال از آکسفورد چند روز پس از سخنرانی باب در شبکه های اجتماعی در کلیسا بود. او یک تماس تلفنی دریافت کرد که معمولاً وقتی در کلیسا بود به آن پاسخ نمی داد، اما آن شب در تماس بود و فکر می کرد که ممکن است یکی از بیمارستان بخواهد با او تماس بگیرد.

نشده است. این شخصی بود که در مورد این پست در شبکه های اجتماعی به او هشدار داده بود.

دال تمام این وضعیت را مداخله الهی خواند.

پسرش برایان در سال ۱۹۸۹ وقتی ۱۱ ساله بود نامه را در یک بطری نوشت.

والدین ۳۳ سال پیش از پیام پسرشان در یک بطری شگفت زده شدند

برایان متولد ۱۹۷۷، اولین پسر اریک و ملانی دال است.

اریک دال گفت این شگفت انگیز است. ۳۳ سال پس از اینکه برایان آن را در رودخانه گذاشت، پیامی دریافت کردیم.

در حالی که موارد در طول زمان بخشی از نامه ای را که او نوشته است ناخوانا کرده است، نام و دست خط او کافی است.

اریک دال گفت: «این مانند چیزی در یک رمان فانتزی یا چیزی است که در تلویزیون می بینید. دیدن دست خط برایان در سن یازده یا دوازده سالگی یک معجزه بود.

این هدیه ای از بالا بود، ما اهل دعا هستیم و این بخشی از مشیت الهی است.

اریک دال گفت که این بخشی از یک پروژه مطالعاتی زمانی بود که برایان در کلاس ششم دانشگاه آکسفورد بود.

ملانی دال می‌گوید: «این اتفاق باعث تعجب من شد. من کل پروژه را به خاطر نداشتم، بنابراین شگفت انگیز بود.

“این واقعیت که پسر من این را ۳۳ سال پیش نوشت – چقدر احتمال دارد این بطری را پیدا کنید؟”

ملانی دال گفت که برایان بسیار باهوش است و عاشق خواندن و بازی شطرنج است. او همچنین گفت که حس شوخ طبعی خوبی دارد.

دل ما را آب می کند: یک ویدیوی ویروسی نشان می دهد که یک نوزاد تنبل از درخت سقوط می کند و به مادرش می پیوندد

ملانی دال گفت واقعا خنده دار بود. “او ذهن بسیار سریعی داشت.”

این حس شوخ طبعی را می توان با باز کردن بطری فعال کرد. ملانی دال فکر می کند برایان در بهشت ​​است و گاهی اوقات به عزیزانش از بالا نگاه می کند.

ملانی دال گفت: “اگر این درست باشد، ضربه سختی به او وارد خواهد شد.”

نامه ای در بطری یک پروژه کلاس ششم بود

مارتا برنت، دانش آموز کلاس ششم برایان، هنوز این پروژه را به خاطر می آورد.

برنت گفت: «در واقع شروع سال بود. این یکی از اولین داستان هایی بود که در کتاب خواندیم.

داستان درباره این بود که به مرور زمان، مردم نامه ها را در بطری ها می گذاشتند. تصمیم گرفتیم این کار را انجام دهیم. ما به این نتیجه رسیدیم که این یک پروژه عالی است.

هر یک از ده ها دانش آموز کلاس، بطری به مدرسه آوردند. نام، آدرس و شماره تلفن خود را با یک پیام شخصی روی یک کاغذ نوشتند.

حروف در بطری های مهر و موم شده با موم قرار داده شد. دانش آموزان سپس به دریاچه سردیس رفتند و بطری ها را به رودخانه تالاچی کوچک زیر سد دریاچه انداختند.

این پروژه علاوه بر یک تور سرگرم کننده، یک درس جغرافیا نیز بود. برنت گفت که از این فرصت استفاده کرده و به دانش آموزان یاد می دهد که بطری ها می توانند در رودخانه های دلتا و می سی سی پی شناور شوند.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، یکی از بطری ها پیدا شد و دانش آموز مورد بازرسی قرار گرفت. برنت گفت که بازسازی بطری دوم از بسیاری جهات شگفت آور است. اول اینکه مردم سعی کرده اند خانواده ای پیدا کنند و دوم اینکه متعلق به برایان است.

برنت گفت: «برایان مرد جوانی بسیار امیدوارکننده بود. این در کلاس ششم مشهود بود. “این یک داستان شگفت انگیز از یک مرد جوان استثنایی است.”

برایان طبیعی بود که مردم را دور هم جمع کند.»

باب که این پیام را در شبکه های اجتماعی منتشر کرد، در مورد تماسی که از اریک دال دریافت کرد صحبت کرد.

باب گفت: من ۳۰ تا ۴۵ دقیقه با پدرم صحبت کردم و احتمالاً سه بار گریه کردم. او مدام می گفت که پسرش بهترین دوست اوست.

برای پدری که فرزندی را از دست داده و می‌تواند آن را بازگرداند، خیلی بیشتر از آن چیزی است که کلمات می‌توانند توصیف کنند. ما یک تجارت خانوادگی کوچک هستیم و همه ما بچه داریم.

خبر برایان، مردی که میچل دوست داشت ملاقات کند، او را تحت تأثیر قرار داد.

میچل گفت: پس از اینکه برد والدینش را پیدا کرد، با من تماس گرفت و من گریه کردم. وقتی براد به من گفت که مرده، لرزیدم

با مرگ برایان، خانواده دال یکی از گرانبهاترین بخش های زندگی خود را از دست دادند، اما پیام فراموش شده ای که از خود به جا گذاشتند به گونه ای مربوط به غریبه ها بود که کمتر کسی می توانست آن را درک کند.

خانواده دالس قصد دارند با کشتی سازان ملاقات کنند و پیام را در یک بطری به خانه ببرند.

اریک دال گفت: “ما سعی می کنیم برای سفر به کارخانه های کشتی سازی برنامه ریزی کنیم و برای آنها غذا بخریم و گردن آنها را بغل کنیم.” “یک رویداد عمیق وجود داشت که ما را گرد هم آورد، بنابراین ما می خواستیم آن را شخصا انجام دهیم.

“آنها مانند یک خانواده درجه یک بودند. دیدن چیزی که مردم را فوراً به هم متصل می کند زیباست، برایان نمونه ای از گرد هم آوردن مردم بود. این نشان می دهد که او کی بود و کی بود.”

برایان بروم را در توییتر دنبال کنید: @برایان رفتن.