“من باید دقیقا همین کار را می کردم”: زنی به نجات پسر دو ساله ای که والدینش در قتل عام هایلند پارک رژه کشته شدند، کمک کرد.


هایلند پارک، ایلینوی (CBS) – برای اولین بار پنجشنبه از زنی که به نجات کودک خردسال کمک کرد، آیدن مک کارتی، که در رژه ۴ جولای در هایلند پارک زیر دست پدرش گیر افتاده بود، شنیدیم.

مادر و پدر آیدن، ایرینا و کوین مک کارتی، در قتل عام رژه هدف گلوله قرار گرفتند.

جکی کاستک از CBS 2 با زنی که آیدن ۲ ساله را پیدا کرده بود تلفنی صحبت کرد و سخت تلاش کرد تا او را دوباره با خانواده اش جمع کند.

لورن سیلوا گفت که او احساس قهرمانی نمی کند و آرزو می کرد که می توانست بیشتر از این ها انجام دهد. اما او می‌گوید از اینکه آیدن آنقدر تناسب اندام است و او آنجا بود تا نقش کوچکی در مراقبت از او در این لحظه غیرقابل تصور بازی کند، سپاسگزار است.

سیلوا گفت که صبح دوشنبه با دوست پسر و پسر دوست پسرش بوده است. آنها به نمایش نمی رفتند – آنها برای صبحانه می رفتند و هنوز در راه پله های پارکینگ بودند که تیراندازی شد.

مدت کوتاهی پس از توقف تیراندازی، لورن سیلوا، دوست پسرش تام و پسرش مورگان از پارکینگ خارج شدند و مسیر رژه را طی کردند. در ابتدا تام، مورگان و لورن او را دنبال کردند.

سیلوا گفت: “پدر، یک پسر آنجاست.”

آیدن زیر جسد پدرش گیر کرده بود.

سیلوا گفت: “او در حال خفگی بود – ۱۰۰ درصد، او در حال خفگی بود.”

زنی از پیدا کردن و مراقبت از کودکان خردسال پس از قتل عام پارک هایلند تعریف می کند

۰۲:۰۳

سیلوا، مادر دو پسر جوان، پسر را در آغوش گرفت.

وقتی برای اولین بار او را در آغوش گرفتم و او مدام می گفت: “مامان و بابا خوب هستند؟” گفتم: همه چیز خوب است. سیلوا گفت: «پدر و مادرم برمی گردند؟» گفتم: «بله، همه خوب هستند.» «من باید پدر و مادرش می شدم. باید به او می گفتم که وقتی خوب نیست، خوب است.»

در آن زمان، سیلوا می‌گوید که نمی‌دانست مادر آیدن کجاست، یا نمی‌دانست هر یک از والدینش می‌توانند با او تماس بگیرند یا خیر. او آیدن را به گاراژ پارکینگ برد و سعی کرد از او در برابر زشتی محافظت کند.

در یک نقطه، او گفت که از زوج دیگری، گرگ و دانا رینگ، خواسته است تا از آیدن مراقبت کنند تا بتواند کوین مک کارتی، پدر آیدن را بررسی کند. همان موقع بود که به او گفتند کار نمی کند.

پشت ماشینشون پیاده شدم و شروع حمله پانیک رو حس کردم دستم رو نگرفتم پس رفتم پشت ماشین دستام شروع به لرزیدن کرد و خودم رو جمع و جور کردم کاری کردم که نباید میکردی در یک حمله پانیک – و من چنین احساسی نداشتم، زیرا می دانستم به کجا می روی.

در روزهای بعد، سیلوا می‌گوید که هنوز تمام اتفاقات رخ داده را احساس نمی‌کند – فقط یک لحظه.

سیلوا گفت: «هنوز تنها چیزی که می‌توانم احساس کنم این است که او را به گرگ‌ها می‌دهم و پشیمانم که او را رها کردم – چون نباید اجازه می‌دادم برود، باید نگهش می‌داشتم.»

سیلوا در ذهن منطقی خود می گوید که می داند کار درست را انجام داده است. اما کنار گذاشتن آیدن مساوی بود با کنار گذاشتن کنترل.

سیلوا گفت منطقاً محدودیت هایم را می دانستم. من ماشین نداشتم، تلفن نداشتم و می دانم که این بچه باید اینجا را ترک کند.

اپیزودها ساعت ها آیدن را تماشا کردند تا اینکه سرانجام به پدربزرگش پیوست.

سیلوا می‌گوید از اینکه بچه‌هایش صبح دوشنبه با او نبودند سپاسگزار است و نمی‌داند اگر این کار را می‌کردند چه واکنشی نشان می‌داد. با این حال، او در تعجب است که چگونه به سؤالاتی که کودک ۷ ساله اش می پرسد پاسخ دهد.

سیلوا گفت: “آیا به پسری که پدر و مادرش را از دست داده کمک می کنم؟” سپس پرسید که آیا پدر و مادرش را پیدا کردیم؟ چیزهایی که درست نبودند، و تصمیم بگیرید که چه چیزی محافظت می شود و چه چیزی درست است.»

سیلوا می گوید این لحظه ای است که جامعه به یک خانواده تبدیل می شود.

گفت: عشق را بپذیر. شما مهربانی را می پذیرید، نه فقط به این دلیل که چاره ای ندارید، بلکه به این دلیل که به آن نیاز دارید.»

سیلوا از آن زمان با اعضای خانواده آیدن صحبت کرده است و آنها از او برای مراقبت از پسرشان تشکر کردند. GoFundMe روز سه‌شنبه برای جمع‌آوری سرمایه برای Aiden راه‌اندازی شد و نزدیک به ۳ میلیون دلار جمع‌آوری کرد.