جو بایدن مانند پدران بنیانگذار آمریکا است – و نه، شوخی نمی کنم – ALMART


سال ها پیش، مرد جوانی به نام فرانک بورگین، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ در دانشگاه شیکاگو، پایان نامه ای نوشت و استدلال کرد که پدرانی مانند جورج واشنگتن و توماس جفرسون در موقعیت های اقتصادی بسیار مترقی بر اساس معیارهای مدرن قرار گرفتند. او امیدوار بود که این پایان نامه منجر به حرفه ای درخشان به عنوان یک مورخ شود – اما مشاوران او بدون توضیح زیاد استدلال های او را رد کردند. سال‌ها بعد، بورگن پیرمردی بود و وقتی مورخ دیگری کار او را کشف کرد، در گذشته توجیه شد.

اگر ریاست جمهوری جو بایدن به روند فعلی خود ادامه دهد، ممکن است او به عنوان یک سیاستمدار جلوتر از زمان خود دیده شود و توسط همکارانش نادیده گرفته شود.

ناگفته نماند که دانشگاهیان، مانند هر کسی که قدرت واقعی در آمریکا دارد، تمایل به خفه کردن صداهای افراطی دارند. خوشبختانه برای مورخان، پایان نامه بورگین در مطالعه کلاسیک “چالش بزرگ: اسطوره عدم مداخله در جمهوری اولیه” منتشر شد. بورگین و جانشینان او

بیایید از یک درس غیرمنتظره به درس دیگر برویم: اگر ریاست جمهوری جو بایدن به مسیر کنونی خود ادامه دهد، او به عنوان فردی رویایی خواهد ماند که تا حد زیادی توسط همتایانش نادیده گرفته می شود، حداقل در برخی از مسائل سیاست داخلی.

من ادعا نمی کنم که بنیانگذاران به معنای وسیع تر مورد غفلت قرار گرفتند. اگر این درست بود، آمریکا امروز وجود نداشت. اما در حالی که ما همیشه می‌خواستیم تصور کنیم که آمریکایی‌ها پشت ایده‌های نابغه پیچیده‌ای مانند توماس جفرسون، نویسنده اعلامیه استقلال جمع شوند، اینطور نبود.

مطالب مرتبط: کانال تاریخ افسانه کانال History Channel “واشنگتن” تحمل صفر خود را در برابر فساد ترامپ نشان می دهد.

برخی از محافظه کاران جسورانه سعی می کنند جفرسون را یکی از خودشان بدانند و بیشتر دوران ریاست جمهوری او را با استفاده از اختیارات دولت جدید برای غنی سازی زندگی اقتصادی و فکری مردم آمریکا سپری می کنند. برای مثال، جفرسون پس از ایجاد مازاد بودجه، حمایت از نوآوری های علمی و فناوری، زیرساخت های حمل و نقل و آموزش عمومی را پیشنهاد کرد. او حتی به دنبال آن بود که توانایی دولت برای صرف هزینه برای بهبودهای داخلی و آموزش را در قانون اساسی ثبت کند. این ایده برای دومین دوره ریاست جمهوری او بود. (این سالی بود که او تجارت بین المللی برده را به عنوان “نقض حقوق بشر” محکوم کرد – و بله، او یک منافق بزرگ در مورد آن بود.)

همانطور که جفرسون بعداً در نامه‌ای به پیر ساموئل دو پونت د نمور در سال ۱۸۱۱ توضیح داد (در رابطه با سیاست‌های پیشنهادی جانشین وی، جیمز مدیسون)، “درآمد ما با بازپرداخت بدهی عمومی آزاد شد و مازاد بر کانال‌ها اعمال شد. جاده‌ها. کشاورز می بیند که دولتش حمایت می شود، فرزندانش تحصیل می کنند و کشورش با کمک ثروتمندان به بهشت ​​تبدیل می شود، بدون اینکه یک ریال از درآمدش بخواهد. به این هدف که ما نمی توانیم به آن دست یابیم مگر اینکه دولت ما به دست احمق ها بیفتد.»

این اتفاق نیفتاد و چندین دهه و بسیاری از روسای جمهور طول کشید تا هزینه های دولت فدرال برای توسعه منابع فیزیکی و انسانی کشور را عادی کنند. شکست جفرسون در تحقق چشم انداز اقتصادی خود از میراث عمومی او کم نمی کند، اما نگاهی اجمالی به این موضوع ارائه می دهد که چگونه حتی دولتمردان محترم می توانند ایده های بزرگی داشته باشند که به جایی نمی رسد.


می‌خواهید خلاصه‌ای روزانه از همه اخبار و نظرات سالن‌ها داشته باشید؟ برای خبرنامه صبحگاهی ما، Crash Course ثبت نام کنید.


بورگن در مورد سایر بنیانگذاران که ایده های سیاسی مهمی داشتند که مورد توجه قرار نگرفت، جزئیات زیادی ارائه می دهد. وزیر خزانه داری آلبرت گالاتین (که در زمان جفرسون و مدیسون خدمت می کرد) و رئیس جمهور جان کوئینسی آدامز (که قبلاً در پست های مختلفی برای پنج رئیس جمهور اول ایالات متحده خدمت کرده بود) از حامیان سرسخت هزینه های فدرال برای بهبود عمومی بودند و همچنین از بودجه دولتی برای علم حمایت می کردند. . – و هر دو زمانی که سعی کردند ایده های خود را در سطح ملی به واقعیت تبدیل کنند، ناامید شدند.

جفرسون آینده‌ای را متصور بود که در آن «کشاورز ببیند دولتش حمایت می‌شود، فرزندانش تحصیل می‌کنند و کشورش با کمک ثروتمندان بهشت ​​می‌سازد، بدون اینکه از او خواسته شود که یک پنی از درآمدش بگیرد».

حتی جورج واشنگتن، که امروزه مورد احترام است، اما در دوران ریاست جمهوری خود به شدت با او مخالفت می شود، سهم خود را از شکست داشته است. وقتی وزیر خزانه داری الکساندر همیلتون در سال ۱۷۹۱ گزارش تولیدکنندگان را صادر کرد، استدلال کرد که دولت باید از تولید و سایر اشکال صنعت حمایت کند تا ایالات متحده را از نظر اقتصادی در مقیاس جهانی رقابتی کند. او همچنین به تعرفه‌های کالاهای وارداتی یارانه داد و اگرچه بسیاری از یارانه‌های زیرساختی جاه‌طلبانه همیلتون اجرا نشد، اما اجرا شد. سال‌ها بعد، آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه، دیدگاه همیلتون را در مورد آنچه که به «سیستم آمریکایی» پیشنهاد شده توسط هنری کلی، بنیانگذار جناح راست تبدیل می‌شود، تصدیق کرد. (لینکلن یک ویگ سابق بود و برنامه اقتصادی او ایالت های شمالی صنعتی را نسبت به جنوب کشاورزی که بیشتر آنها تا آن زمان اتحادیه را ترک کرده بودند، ترجیح می داد.)

برجسته ترین شکست های جو بایدن را در نظر بگیرید. از ابتدای دولتش، او برای یک طرح اقتصادی بلندپروازانه فشار آورده است: دسترسی گسترده به مراقبت‌های بهداشتی، سرمایه‌گذاری گسترده در ایجاد شغل، کمک مالی به والدین، توسعه سریع انرژی سبز، و سایر اقدامات برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی. بخش آخر در این برهه از تاریخ ما بسیار مهم است، اما به دلیل بسیاری از سیاست های آب و هوایی و برنامه جاه طلبانه بایدن، دو سناتور دموکرات “میانه رو” با حمایت نهادی قابل توجه – جو مانچین از ویرجینیای غربی و کرستن سینما از آریزونا. او در کاپیتول هیل درگذشت.

تا این مرحله، سرنوشت سیاسی جو بایدن او را با همان بدبختی هایی که واشنگتن، جفرسون، همیلتون و دیگر بنیانگذاران آن داشتند، نفرین کرده است – اما بدون چیزی نزدیک به دستاوردهای داستانی یا میراث تاریخی او. . آیا این فقط یک تصادف طعنه آمیز، یک طرح کوچک در داستان آمریکایی است، یا نمادی آشکار از شکست نهایی آزمایش آمریکا و فساد دو حزب سیاسی ما است؟ تاریخ باید به این سوال پاسخ دهد.

درباره تاریخ آمریکا از متیو روزا بیشتر بخوانید: