جورج والاس امیدوار بود که انتخابات ۱۹۶۸ را بهبود بخشد. سپس ژنرال کورتیس لاما بمبی پرتاب کرد


اگر فیلم کلاسیک استنلی کوبریک «دکتر استرنج لاو: چگونه یاد گرفتم که از بمب‌ها مراقبت کنم و عشق بورزم» را با جنرال کرتیس ای تماشا کرده‌اید. شما آشنا هستید – به نوعی. او فرماندار چهار ستاره نیروی هوایی نیست. او شخصا در فیلم ۱۹۶۴ ظاهر شد، اما دو تا از به یاد ماندنی ترین شخصیت های او بر اساس او ساخته شده اند: کاریکاتوریست ژنرال باک تورگویدسون، با بازی جورج سی اسکات، که در واقع احتمال پرتاب بمب بر روی اتحاد جماهیر شوروی را حفظ می کند، و بریگدیر. عمومی. شوخی ریپر با بازی استرلینگ هایدن، سیگاری که هر گونه تئوری توطئه راست افراطی را پذیرفته است.

کوبریک و فیلمسازان کهن الگوی افراطی را بر اساس Lmai ساختند – و چهار سال بعد، LeMay به اندازه همتایان داستانی خود ناراحت کننده بود. وقتی او این کار را کرد، نمی‌توانست ریسک بزرگ‌تری را بپذیرد: لمی به عنوان معاون رئیس‌جمهور کاخ سفید انتخاب شد، یک دموکرات برتری‌طلب سفیدپوست در آلاباما، که تقریباً در انتخابات حزب سوم در سال ۱۹۶۸ هرج و مرج ایجاد کرد. برای لحظه‌ای کوتاه، یک کاریکاتور به نظر می‌رسید که نزدیک دفتر بیضی شکل. پس از یک کنفرانس مطبوعاتی هفت دقیقه ای، او لمی را به خوبی از بین برد که می تواند شانس والاس را برای پیروزی پایان دهد. حاکم پاشنه آشیل او احتمالاً سیاست راست افراطی را افشا کرد – تمایلی به تسلیم شدن در برابر باورهایی که در واقع بقای گونه ما و جهان را تهدید می کند.

مطالب مرتبط: چگونه قدرت دروغ را یاد گرفتم: حقیقت و دروغ در زمان ترامپ (و طولانی)

روی کاغذ، لمی تا حدودی شبیه یک نامزد سیاسی به نظر می رسید. او که در فقر طبقه کارگر در اوهایو متولد شد، مهارت مهندسی نشان داد و تا حدودی در اوهایو ادامه داد. در اکتبر ۱۹۲۹ – همان ماهی که سقوط بازار سهام شروع به رکود بزرگ کرد – لاما به عنوان ستوان دوم به نیروی هوایی فراخوانده شد. او در طول جنگ جهانی دوم با تمایز خدمت کرد، در حالی که فرماندهی نیروهای هوایی در اروپا، ژاپن، تئاتر، چین، برمه و هند را بر عهده داشت. او به طور شهودی معتقد است که بمب‌های بزرگی از هر نوع در آینده وجود دارد و به مدافع سرسخت توسعه آنها تبدیل شده است. اگرچه این امر او را از نظر استراتژیک در پیشتاز قرار داد، اما او افسر سنتی محبوب مردمش بود. او همچنین یک جنگجوی بی رحم بود: حملات هوایی او به ژاپن ۹۰۰۰۰۰ نفر را کشت.

این موضوع در آن زمان بحث برانگیز نبود و حرفه لمی در دوره پس از جنگ شکوفا شد. او از سال ۱۹۴۸ پل هوایی برلین را هماهنگ کرد، تا سال ۱۹۵۷ به عنوان فرمانده فرماندهی استراتژیک هوایی (SAC) خدمت کرد و در سال ۱۹۶۱ به ایالات متحده منصوب شد. او او. رئیس ستاد نیروی هوایی. این زمانی بود که عشق لمی به بمب‌ها – او همیشه برای سلاح‌های هسته‌ای بیشتر و سهولت در استقرار آنها بحث می‌کرد – بالاخره افزایش یافت. در طول بحران موشکی کوبا، او برای حملات موشکی پیشگیرانه به تأسیسات شوروی که احتمالاً به جنگ هسته ای جهانی منجر می شد، فشار آورد و با جان اف کندی و لیندون بی. جانسون درگیر بی میلی برای تهاجمی تر شدن در جنگ ویتنام شد. . پس از اینکه در سال ۱۹۶۵ کار خود را از دست داد، با همکاری یکدیگر زندگی نامه ای را نوشت که فلسفه او را خلاصه می کرد: او معتقد بود که ایالات متحده باید به ویتنامی های شمالی بگوید که اگر تسلیم نشوند، دوباره آنها را سنگسار خواهند کرد.


آیا می خواهید بسته ای روزانه از تمام اخبار و نظراتی که سالن ارائه می دهد دریافت کنید؟ در خبرنامه صبحگاهی ما، دوره تصادف، مشترک شوید.


جورج والاس سه سال بعد با لی می آشنا شد. والاس پس از تبدیل شدن به فرماندار آلاباما در سال ۱۹۶۳ به یک چهره ملی تبدیل شد و دستور کار خاصی را در سخنرانی ضبط شده خود تنظیم کرد: “جدایی اکنون! فراق فردا! جدایی برای همیشه!” او بلافاصله به قهرمان ملی مخالفت با جنبش حقوق مدنی تبدیل شد و در مقابل مخالفت دانشگاه آلاباما با هتک حرمت او بارها تهدید کرد که ایدئولوژی برتری طلبانه سفیدپوستان خود را به صحنه ملی خواهد برد. زمانی که او در انتخابات سال ۱۹۶۸ به عنوان یک کاندیدای حزب ثالث نامزد ریاست جمهوری شد، هنگامی که به یک نامزد جدی تبدیل شد، دنیای سیاسی را شوکه کرد. در یک مقطع زمانی، والاس در دهه ۱۹۲۰ در زمان هوبرت هامفری، نامزد دموکرات، روزهای سختی را پشت سر گذاشت، اگرچه هر دو هنوز ریچارد نیکسون نامزد جمهوری خواه را در اواسط دهه ۱۹۴۰ داشتند.

والاس تا حد زیادی برای کالج الکترال مشکل ایجاد کرد که قبل و بعد از آن مانع از سیاست آمریکا شد. برای انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور، یک نامزد باید اکثریت آرای انتخاباتی را به دست آورد. (در آن زمان، مانند الان، عدد جادویی ۲۷۰ بود.) والاس آلاباما را مسدود کرد و به احتمال زیاد بسیاری از ایالت های جنوبی دیگر از جمله لوئیزیانا، می سی سی پی، جورجیا و کارولینای جنوبی را تصرف کرد. اگر او می توانست چندین ایالت دیگر را در جای دیگر برکنار کند، نه نیکسون و نه هامفری اکثریت را به دست نمی آوردند و مجلس نمایندگان طبق متمم دوازدهم در مورد انتخابات تصمیم می گرفت. والاس امیدوار بود کاری را انجام دهد که جان کوئینسی آدامز در سال ۱۸۲۴ پس از دریافت کمتر از ۳۱ درصد آراء عمومی انجام داده بود: موافقت با رئیس مجلس نمایندگان برای برنده شدن در چنین “انتخابات بالقوه”. اگر این کار نمی کرد، والاس فکر می کرد که می تواند نیکسون یا همفری را مجبور کند که در دولت های آینده خود به او اختیارات قابل توجهی بدهند.

سپس والاس لمی به عنوان معاون او انتخاب شد. و پس از یک کنفرانس مطبوعاتی، کمپین آنها سقوط کرد.

لمی گفت: «فکر می‌کنم مواقعی وجود دارد که استفاده از سلاح‌های هسته‌ای مؤثرتر است». اما مردم به دلیل “تبلیغاتی که به آنها غذا می داد” در وحشت هستند.

لمی با تعجب به خبرنگاران گفت: به نظر می رسد که ما نگرانی هایی در مورد سلاح های هسته ای داریم. لمی با اشاره به کلیشه‌هایی که می‌گوید مطمئناً ترجیح می‌دهد از جنگ اجتناب کند، گفت: «فکر می‌کنم مواقعی وجود دارد که استفاده از سلاح‌های هسته‌ای مؤثرتر است». اما افکار عمومی در این کشور و در سراسر جهان دست خود را بالا می برند. وقتی به سلاح های هسته ای اشاره می کنید، فقط به دلیل تبلیغاتی که به آنها داده می شود، وحشت می کنید.» او حتی اجماع علمی را مبنی بر مضر بودن تشعشعات هسته ای برای حیات وحش به چالش کشید و اصرار داشت که گیاهان و حیوانات از ماهی و پرندگان گرفته تا درختان نارگیل و بوته های گواوا در بیکینی آتول رشد می کنند.

در این مرحله، والاس با ترسی قابل لمس مداخله کرد. والاس گفت: «ژنرال لاما اصلاً استفاده از سلاح های هسته ای را درک نمی کرد. او با شما در مورد سلاح های هسته ای صحبت کرد. لحظاتی بعد، خبرنگاری مستقیماً از لی پرسید که آیا از سلاح هسته ای برای پایان دادن به جنگ ویتنام استفاده خواهد کرد؟

لی می پاسخ داد: «اگر مجبور بودم، از هر چیزی که می‌توانستیم رویای آن را داشته باشیم استفاده می‌کردم – از هر چیزی که می‌توانستیم رویاپردازی کنیم – از جمله سلاح‌های هسته‌ای، در صورت لزوم.»

به گفته آنها این مسابقه با توپ بود. برخی از مورخان استدلال کرده‌اند که بسیج سازمان‌یافته کارگران و قدرت عمومی ماشین حزب دمکرات در نهایت به همفری کمک کرد تا آرایی را به دست آورد که به والاس می‌رسید. این ممکن است درست باشد، اما روند رای گیری و جنبش سیاسی یکی بود. قبل از آن کنفرانس مطبوعاتی، والاس قهرمان رأی دهندگان شرور سفیدپوست در سراسر کشور بود، برخلاف هر متجاوز دست راستی دیگری که ۴۸ سال آینده موفق تر خواهد بود. به هر حال، او یک عوام فریب بالقوه بود که مخالفانش رای دهندگان را از چشم انداز هولوکاست هسته ای می ترساند.

شاید والاس و لاما باید از نامزد جمهوری خواه بری گلدواتر در سال ۱۹۶۸، که توسط لیندون جانسون به اتهام جنگ هسته ای سرنگون شد و در یک شکست تاریخی شکست خورد، یاد می گرفتند. همانطور که گفته شد، LeMay الهام گرفته شده است ناهمسان تقلید از شخصیت های فیلم معروف و محبوب. شاید درسی که باید از نامزدهای سیاسی آینده گرفت این باشد که: تمدن را تهدید نکنید و منتظر پیروزی باشید. از سوی دیگر، اگر حریف شما از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که می‌تواند نسل بشر را نابود کند – چه از طریق جنگ هسته‌ای، فاجعه آب و هوایی، همه‌گیری‌های بدتر یا سرمایه‌داری – ممکن است بخواهید این را مطرح کنید، نه یک یا دو بار. ، بلکه همیشه. .

در زوایای تاریک تاریخ آمریکا بیشتر بخوانید: