بوریس جانسون در بریتانیا اشتباه بزرگی کرد: عذرخواهی کرد


نتیجه داد: آقای جانسون در حالی که دو پنجم حزبش علیه او رای دادند، فریاد زد. به نظر یک بن بست بود که احتمالا تا تابستان ادامه خواهد داشت. سپس اتفاقات هفته گذشته آمد.

شایان ذکر است که چرا عذرخواهی حساب را اغلب تغییر می دهد. در واقع، تصمیم به مجازات تخلفات اخلاقی آسانتر از پذیرش نیست. رسوایی ها در نقطه ای نیستند که مردم رفتار بد را “یاد بگیرند” – برای مثال، داستان هایی درباره رفتار بد آقای پینچر مدت ها پیش در وست مینستر منتشر شد – اما وقتی اکثریت دیگران فکر می کنند این کار اشتباه است، عجله می کنند. به هر حال، مردم به ندرت در خلأ قضاوت اخلاقی می کنند.

در سیاست، جایی که وکالت می تواند مهم باشد، این شاید به ویژه صادق باشد. عذرخواهی هایی که به امید کاهش آسیب ارائه می شود، اغلب در را کاملاً باز می کند. با اعتراف به اینکه کار اشتباهی انجام داده اید، به متهمان خود اجازه می دهید انتقام بگیرند. شما شک ندارید که آنها در قضاوت شما موجه هستند. البته این بدان معنا نیست که سیاستمداران اشتباه می کنند که وقتی اشتباه می کنند عذرخواهی کنند. همه چیز در سیاست خوب پیش نمی رود.

در حالی که به نظر می رسد هزینه سیاسی عذرخواهی در این عصر استکبار افزایش یافته است، این پدیده جدیدی نیست. به عنوان مثال، ریچارد نیکسون، زمانی که از اقدامات خود عذرخواهی کرد، بر شهرت لکه دار خود مهر زد. نیک کلگ، معاون نخست‌وزیر بریتانیا، پس از عذرخواهی به دلیل نقض وعده‌های انتخاباتی‌اش، هنوز فعالیت سیاسی خود را آغاز نکرده است. به طور گسترده پذیرفته شده است که عذرخواهی آل فرانکن زمانی که او به سوء رفتار جنسی متهم شد موقعیت او را تضعیف کرد.

به نظر می رسد که آقای جانسون این واقعیت را بهتر از هر یک از پیشینیان خود درک می کند. توانایی او در عذرخواهی نکردن قابل توجه بود. انکار سرد او نوعی ناهماهنگی شناختی را در ذهن متهمانش ایجاد کرد – آیا حقیقتی وجود داشت که آنها نادیده می گرفتند؟ آزاد بودند؟ رویداد؟ – او همچنین به توده ها اجازه داد تا تبعید خود را انجام دهند. او در ماه های اخیر نوعی خلاء اخلاقی در دولت انگلیس ایجاد کرده است که هیچکس در مقابل نخست وزیر پاسخگو نیست.

در حال حاضر. در حالی که جزئیات دقیق آینده جانسون نامشخص است – دومین رای عدم اعتماد ممکن است ظرف چند روز برگزار شود و حتی همکارانش انتظار دارند که او به جای استیضاح به دنبال انتخابات باشد – نتیجه نهایی مشخص است. . اکنون که او حمایت برخی از حامیان وفادار خود را از دست داده است، تسلط حزب و کشور بر رهبری او به سرعت در حال ضعیف شدن است. هیچ تسلی وجود ندارد که کسی جز خودش نتواند آن را سرزنش کند.